بانک مردم: آیا سیف از سپرده‌گذاران نفرت دارد؟/احمقانه است که فکر کنیم بانک مرکزی نمی‌خواهد مشکل مردم حل شود

[ad_1]

کد خبر : 66084
تاریخ انتشار : ۲۰ تیر ۱۳۹۶

پایگاه خبری تحلیلی بانک مردم: بانک مرکزی در اطلاعیه‌ای اعلام کرد تهمت شبکه‌های معاند به مسوولان بانک مرکزی کذب محض است.

به گزارش بانک‌ مردم، شبکه‌های بیگانه از مشکلات سپرده‌گذاران و انتقاد و اعتراض آنها نهایت سوءاستفاده را کرده و در جهت اهداف خود با ذوق و شوق فراوان اعتراضات سپرده‌گذاران را منتشر کرده و داینگونه القاء می‌کردند که کشور وارد یک بحران عظیم اجتماعی شده است. قطعا مخاطبان بانک مردم می‌دانند که اگر عقلانی هم بخواهیم محاسبه کنیم هیچ‌گاه مسوولان بانک مرکزی مخالف حل شدن مشکل سپرده‌گذاران نبوده و نیستند چراکه بسیار احمقانه است که فکر کنیم سیف و همکاران وی دوست دارند این همه فشار نمایندگان مجلس و افکار عمومی را به جان بخرند و بخواهند با هدف آزار و اذیت مردم ساماندهی بازار غیرمتشکل پولی را ساماندهی کنند.

هیچ‌کس در کشور مخالف ساماندهی غیرمجازها یا موسسات مالی‌ مشکل‌‌دار نیست چراکه بزرگ شدن بازار غیرمتشکل پولی زمینه‌ساز بسیاری از بحران‌های اقتصادی و متهم شماره یک انجماد سرمایه‌ها بوده و هست. قطعا بزرگ‌ترین دستاورد بانک مرکزی این است که مردم را نسبت به غیرمجازها بی‌اعتماد کرده و این سرمایه‌ای هنگفت است. البته که همه کارشناسان و نمایندگان مجلس و نویسندگان بانکی از این دستاورد تقدیر می‌کنند اما جدل و بحث بر سر هدف نیست بلکه بر سر روش است.

حتی در بدبینانه‌ترین حالت اگر بر فرض محال فکر کنیم که مسوولان بانک مرکزی برای منافع شخصی خود چنین وضعیتی به وجود آورده‌اند آیا عاقلانه است که خواستار ادامه چنین وضعیتی باشند؟ چه کسی می‌تواند این همه فشار همه‌جانبه را بپذیرد؟ اصلا آیا برای منفعت شخصی یک انسان عاقل این همه جار و جنجال به راه می‌اندازد؟ همیشه مفسدان اقتصادی کار خود را پنهانی و به دور از چشم رسانه‌ها انجام می‌دهند نه با این روش که همه مقامات لشکری و کشوری را حساس کند. ولی‌الله سیف و همکاران وی با شهادت بسیاری از مسوولان و کارکنان نظام بانکی جزو پرتلاش‌ترین مسوولان بوده و عجیب است که این همه فشار را توانسته تحمل کند. قطعا سیف و همکاران وی نه از سپرده‌گذاران و مدیران موسسات غیرمجاز کینه و نفرت دارند و نه برای منفعت شخصی دست به ساماندهی زده‌اند. پس مشکل چیست؟

بسیاری از کارشنسان انتقادی به اهداف بانک مرکزی برای ساماندهی ندارند بلکه در روش با بانک مرکزی اختلاف نظر دارند و به وجود آمدن وضعیت اینچنینی را ناشی از تدبیر اشتباه بانک مرکزی می‌دانند. در این بین احساسات و فشار روانی سپرده‌گذاران نیز موجب شد تحلیل‌های عجیب و غریبی از به وجود آمدن این وضعیت منتشر شود. سپرده‌گذارانی که همه زندگی خود را در موسسه‌ای گذاشته و حالا حساب خود را مسدود می‌بیند قطعا فشار بسیاری را تحمل می‌کند و همین موضوع جرقه اعتراضات بعضا غیرطبیعی را می‌زند. به عبارتی از یک طرف سپردهءگذار حق دارد که بدهی خود را از مسوولان موسسه مطالبه کند و از طرفی بانک مرکزی حق دارد که در راستای ساماندهی برخی از تصمیمات را بگیرد.

این وضعیت موجب شده وارد یک شرایط عجیب و غریب شویم که سوءتفاهمات بسیاری را موجب می‌شود. بانک مردم به عنوان یک رسانه تخصصی بانکی که همه اخبار بانک‌ها و موسسات مالی را پوشش می‌دهد خبرهای گوناگون در این باره را منتشر کرده و می‌کند و اطلاع‌رسانی صرف را در دستور کار قرار داده است. بانک مردم هم اظهارات سپرده‌گذاران و نمایندگان مجلس را منتشر می‌کند و هم اظهارات مسوولان موسسه اعتباری و بانک مرکزی را.

البته در این بین رسانه‌های معاند و بیگانه پا را از اطلاع‌رسانی فراتر گذاشته و اتهامات عجیب و غریبی را متوجه مسوولان بانک مرکزی کرده‌اند.  قطعا این اتهامات و تهمت‌ها جهت‌گیری سوء و انحراف این رسانه‌ها از موضوع اصلی را اثبات می‌کند و بانک مردم مانند گذشته به سپرده‌گذاران توصیه می‌کند تحت تاثیر دروغ‌ها و اتهامات و هجمه‌های منحرف‌کننده رسانه‌های بیگانه قرار نگیرند چراکه این اخبار نامربوط نه تنها سپرده‌گذاران را به وجوه خود نزدیک نمی‌کند بلکه اذهان و افکار آنها را از حقیقت دور می‌کند.

سپرده‌گذاران نباید بی‌تدبیری احتمالی مدیران را به جای لجبازی، نفرت، کینه، سودجویی و… جا بزنند و شکافی بین مدیران و مردم ایجاد کنند. سپرده‌گذاران مطمئن باشند که اعتراضات و انتقادات اگر به مسیر غیرقانونی و سیاسی کشیده شود دیگر نتیجه اقتصادی نخواهد داشت و تجربه ما نشان داده زیان‌ها در این باره به طور صعودی افزایش خواهد یافت. قطعا رسانه‌‌های بیگانه و معاند که در راستای دشمنی کشور گام بر می‌دارند دلسوز سپرده‌گذاران و مردم ایران نیستند. مردم فهیم بهتر از هر کسی می‌دانند آنهایی که از ملت ایران کینه دارند نمی‌توانند نقش دایه مهربان‌تر از مادر را ایفا کنند وقطعا برای بهره‌برداری سیاسی با هیجان این اعتراضات را نشان می‌دهند. اعتراضات اقتصادی و مالی، داخلی است و ربطی به جیره‌خواران خارجی ندارد؛ ضمن اینکه مسوولان باید تمام تلاش‌هایی که برای رفع این معضل انجام می‌دهند اطلاع‌رسانی کنند تا سوء‌تفاهمات بیش از پیش کاهش یابد.

بیشتر بخوانید:

اطلاعیه بانک مرکزی: اتهام به مسئولان بانک مرکزی؛ بازی جدید رسانه‌های بیگانه/ فرشاد حیدری سهامدار کاسپین نیست

128 views

[ad_2]

لینک منبع

جلال‌پور: بانک مرکزی به بازیکنان بد نظام بانکی کارت قرمز می‌دهد و از زمین بازی اخراجشان می‌کند/ باید بانک مرکزی را تشویق به ادامه ساماندهی کنیم تا نظام بانکی اصلاح شود/ بانک‌های بد، بانک‌های خوب را هم بد می‌کنند/ کاهش نرخ سود بانکی توسط شورای پول و اعتبار فایده ندارد

[ad_1]

کد خبر : 64630
تاریخ انتشار : ۹ تیر ۱۳۹۶

پایگاه خبری تحلیلی بانک مردم: محسن جلال‌پور رئیس سابق اتاق بازرگانی ایران در یادداشتی از طرح ساماندهی موسسات اعتباری به شدت حمایت کرد.

به گزارش بانک مردم، جلال‌پور در یادداشت خود ساماندهی موسسات غیرمجاز را اجتناب‌ناپذیر دانسته و به بانک مرکزی توصیه کرد حتی اگر ساماندهی حاشیه‌های زیادی به همراه داشته باشد دست از مقابله با غیرمجازها برندارد.

وی توصیه کرد بانک مرکزی را تشویق به ادامه این کار کنیم تا نظام بانکی اصلاح شود.

وی مقابله با مسوولان موسسات غیر مجاز را دادن کارت قرمز به بازیگران بد نظام بانکی تعبیر کرد و نوشت: این بازیگران بد باید از زمین اخراج شوند.

متن کامل یادداشت محسن جلال‌پور در “دنیای اقتصاد” به شرح زیر است:

آقای «ایکس» درست زمانی که آقای دکتر روحانی داشت در مقام یازدهمین رئیس‌جمهور کابینه‌اش را در مرداد ۱۳۹۲ می‌چید، یک میلیون دلار سرمایه وارد ایران کرد. او قصد داشت این سرمایه را در کار تولید به کار گیرد. سرمایه دلاری‌اش را به قیمت روز به ریال تبدیل کرد و سه میلیارد و ۷۰۰ میلیون تومان گرفت. به او گفته شد سپرده‌گذاری در بانک صرفه اقتصادی بیشتری از کار تولید دارد.

کل سرمایه‌اش را در بانک‌ها سپرده کرد و امروز پس از چهار سال حدود ۸ میلیارد و ۵۰۰ میلیون تومان از نظام بانکی ما دریافت کرده است. چنانچه این مبلغ را به دلار تبدیل کرده و قصد داشته باشد سرمایه‌اش را از ایران خارج کند، امروز می‌تواند مبلغ ۲ میلیون و ۳۰۰ هزار دلار از ایران خارج کند. به این معنی که سپرده‌گذاری آقای ایکس دربانک‌های ایران طی چهار سال چیزی حدود ۱۳۰ درصد برای او عایدی دلاری داشته است؛ یعنی به‌طور متوسط هر سال ۵/ ۳۲ درصد. اگر همین مقدار پول را در اروپا سرمایه‌گذاری می‌کرد، احتمالا سالی ۵/ ۲ درصد بیشتر عایدی نداشت. جزو معدود کشورهایی هستیم که سالانه بیش از ۲۰ درصد سود ارزی را نصیب سپرده‌گذار می‌کنیم و آقای «ایکس» در هیچ کجای دنیا نمی‌توانست بدون کوچک‌ترین فعالیت اقتصادی این همه سود از بدنه اقتصاد ایران به جیب بزند. این روایت، گزارش یک اشکال در ساختار مالی کشور است.

در چهار سال گذشته، سپرده‌گذاری در بانک‌ها جزو سود‌آورترین فعالیت‌های اقتصادی در کشور بوده است. بازدهی بالای سپرده‌سپاری در بانک‌ها انگیزه و رغبت سرمایه‌گذاری در دیگر بخش‌های اقتصاد‌ ایران را گرفته است. بالا بودن نرخ سود نه فقط برای کل اقتصاد کشور که برای نظام بانکی هم مشکلات زیادی ایجاد کرده‌است. اشکال بزرگی که امروز اجازه نمی‌دهد اصلاحات مورد نظر سیاست‌گذار پولی در نظام بانکی به سرانجام برسد.

برای خیلی‌ها گفتن این جمله که «شورای پول و اعتبار باید نرخ سود را کاهش دهد» خیلی ساده است، اما چرا این سیاست در گذشته اشتباه بوده و در شرایط فعلی هم امکان‌پذیر نیست؟

به این دلیل که به محض کاهش نرخ‌ها، دوباره رقابت منفی میان بانک‌ها و موسسه‌های موجود تشدید می‌شود. روی کاغذ، مصوبه شورای پول و اعتبار اجرا می‌شود اما در عالم واقعیت، بازیگران بازار پول، به رقابت منفی و بازی پانزی ادامه می‌دهند. در یک دهه گذشته، بخش بزرگی از نظام بانکی ایران درگیر بازی پانزی بوده است؛ یعنی با دادن سودهای غیر‌متعارف، سعی در به دام انداختن مشتریان جدید داشته و با جذب سپرده‌های جدید، به تعهدات قدیمی پاسخ داده است. سردمدار این بازی مجرمانه، موسسه‌های مالی و اعتباری غیر‌مجاز بوده‌اند.

اخیرا بانک مرکزی فشار زیادی به موسسه‌های غیر‌مجاز وارد کرده است. این فشارها تا امروز برای اقتصاد ایران کم هزینه نداشته و نگرانی درباره احتمال وقوع هراس بانکی را تشدید کرده اما در نهایت، گامی مثبت برای قانونمند کردن بازار پول بوده است. شاید از خود بپرسیم از میان این همه مشکلات بازار پول، بانک مرکزی چرا سراغ موسسه‌های مالی و اعتباری غیر‌مجاز رفته و مداوای بیمار را با یک جراحی دردناک آغاز کرده است؟ بدون شک، نرخ بالای سود، مهم‌ترین عارضه نظام بانکی و ام‌الفساد اقتصاد کشور است که هزینه‌های زیادی هم بر اقتصاد و هم بر خود نظام بانکی وارد آورده است.

در سال‌های گذشته و به‌طور مشخص در دولت‌های نهم و دهم، بانک‌ها به چند دلیل از مسیر اصلی خود منحرف شدند و به‌واسطه اتخاذ چند سیاست نادرست، در گرداب فعلی گرفتار آمدند. نخستین انحراف با دخالت‌های گسترده سیاسی در نظام بانکی آغاز شد و با برکناری گسترده مدیران به اوج رسید. رئیس دولت وعده داد همه کشور را از مواهب تسهیلات بانکی بهره‌مند کند. مشخص بود که چنین وعده‌ای قابلیت اجرا ندارد؛ اما مدیران مخالف این سیاست برکنار شدند. پس از آن، زمینه برای دخالت بیشتر سیاستمداران در نظام بانکی فراهم شد که نتایج غیر‌قابل‌جبرانی برای نظام بانکی پدید آورد.

هم اینکه منجر به افزایش برداشت دولت از منابع بانک‌ها شد و هم معوقات بانکی را به این سیستم تحمیل کرد؛ یعنی دولت به منابع بانکی به چشم منابع در دسترس خود نگاه کرد و تا می‌توانست از این منابع برداشت کرد، اما بدهی خود را به این سیستم نپرداخت. همچنین افراد زیادی از طرف سیاستمداران به نظام بانکی معرفی شدند که این افراد از تسهیلات ارزان‌قیمت استفاده کردند اما بدهی خود را به نظام بانکی پرداخت نکردند و در نتیجه، بخش عمده‌ای از منابع به نظام بانکی برنگشت. در این میان، بانک‌ها دو اشتباه بزرگ مرتکب شدند. اول اینکه بخش عمده‌ای از منابع خود را در بازار مسکن سرمایه‌گذاری کردند که محاسبات آنها غلط از کار درآمد و دارایی بانک‌ها به‌دلیل رکودی که پدید آمد،در این بازار منجمد شد. پس از آن بانک‌ها دومین گام اشتباه را برداشتند و برای اینکه آسیب‌دیدگی جدی منابع را جبران کنند، خودزنی کرده و به دست خود فشار دیگری را ایجاد کردند.

در واقع بانک‌ها وارد رقابت منفی شدند و برای آنکه نقدینگی موجود را در سیستم خود حفظ کنند، تلاش کردند به سپرده‌گذاران سود بیشتری پرداخت کنند. به این ترتیب درحالی‌که درآمد بانک‌ها کاهش یافت، بر هزینه‌های آنها به‌شدت افزوده شد. اکنون بانک مرکزی به‌درستی جراحی در اقتصاد کشور را از نظام بانکی و از موسسه‌های غیر‌مجاز آغاز کرده و قصد دارد برای توقف رقابت منفی در بازار پول به بازیگران بد کارت قرمز نشان دهد و آنها را از زمین بازی خارج کند.

یک موسسه مالی و اعتباری ‌که ریشه و ‌اعتباری نداشته باشد برای جذب سپرده‌های مردمی حاضر است هر ریسکی را قبول کند و در نتیجه همواره آماده بالا بردن نرخ سود سپرده است. وقتی سود سپرده را بالا ببرد، عملا بانک‌های خوب را هم در معرض رقابتی ناسالم قرار می‌دهد. در شرایط رقابت ناسالم، منابع به سمت نرخ‌های بالاتر کوچ می‌کند. بانک بد هر طور رفتار کند، بانک‌های خوب را هم به‌دنبال خود می‌کشد. این چرخه باعث شده نرخ سود به سمت پایین گرایش پیدا نکند؛ بنابراین حتی اگر تصور کنیم فشار بانک مرکزی به موسسه‌های غیر‌مجاز منجر به حاشیه‌های بسیار بزرگ شود، باید سیاست‌گذار پولی را تشویق به ادامه این فشارها کنیم. درصورتی‌که بانک مرکزی زیر بار فشارهای سیاسی شانه خم نکند و از «تصمیم سخت» پشیمان نشود، می‌توانیم بگوییم اصلاحات در نظام بانکی در دولت دوازدهم تداوم خواهد داشت و به نقطه امیدوار‌کننده‌ای خواهد رسید.

13 views

[ad_2]

لینک منبع