نقد چگونگی آسیب شناسی شورای عالی اصلاح طلبان

[ad_1]

«محمدعلی مشفق» فعال سیاسی و مدیرکل سیاسی وزارت کشور در دولت اصلاحات در یادداشتی خطاب به اعضای شورای عالی سیاست گذاری اصلاح طلبان، از آنان خواست که برای آسیب شناسی عملکرد این شورا در انتخابات اخیر، از کسانی غیرعضو شورا استفاده کنند.

به گزارش انصاف نیوز، متن یادداشت آقای مشفق به این شرح است:

برادران بزرگوار عضو شورایعالی سیاست گذاری! بگذارید این آسیب شناسی را کسانی به غیر از اصلاح طلبان عضو شورای عالی و تا حدودی ناقدان شورا، آن را انجام دهند، چراکه وقتی که از منظر آنها که بیرون از شورا قرار دارند و کاستی‌ها را بهتر و آزادانه‌تر می‌توانند ببینند این آسیب شناسی صورت گیرد.

طبیعی است که‌ علمی‌تر و قابل قبول‌تر خواهد بود و ناقدان نتیجه‌ی همه‌ی این آسیب شناسی را که البته وجه بی‌طرفانه‌تری خواهد داشت بهتر پذیرا خواهند شد و برای آنان هم اقناع کننده‌تر و قابل قبول‌تر خواهد بود. چرا که آسیب شناسی توسط اعضای منتخب آن شورا، در واقع امر دیدن خودتان در آیینه‌ی خودتان است و اینطور نباشد که خدای نکرده مثل رضا شاه عمل شود که هرگاه خود را در آیینه می‌دید می‌گفت شاه شاهان و …

باید عزیزان کارکرد شورا و عملکرد خود را، در آیینه‌ی دیگران ببینند تا خوبی‌ها و کاستی‌هایشان آشکار شود و نه در آیینه‌ی خودتان که خودتان را بدون هیچ عیبی می‌‌نمایاند. بنابراین اگر به مصداق المومن مرات المومن عمل کنید اینجاست که این آسیب شناسی بدون تعصب و تعلق و سوگیری خاص انجام خواهد شد و عیب‌های شورا به درستی و شفاف و عریان و بی‌طرفانه در منظر و مرعی عزیزان قرار خواهد گرفت.

در چنین شرایطی است که خواهید توانست با دیدن عیوب شورا و عملکردها، گام‌های اصلاحی را به درستی بردارید و نشتی‌های فعلی را ترمیم و اصلاح نمایید.

انتهای پیام

[ad_2]

لینک منبع

بیانیه شفاف‌سازی لیست اصلاح طلبان و ابهامی تازه

[ad_1]

«رضا شریفی» فعال سیاسی اصلاح طلب در یادداشتی تلگرامی درباره‌ی بیانیه‌ی اخیر شورای عالی سیاست گذاری اصلاح طلبان [لینک] با عنوان «بیانیه شفاف‌سازی فرآیند تدوین لیست و شکل‌گیری برخی ابهامهای تازه» نوشت:

شورایعالی سیاستگذاری انتخاباتی اصلاح‌طلبان بالاخره بعد از چند هفته مقاومت در برابر انتقادهایی که نسبت به شفاف نبودن فرآیند لیست شوراها به آنها شده بود لب به سخن گشود و اطلاعات خوبی از فرآیند تهیه لیست منتشر کرد. هرچند نفس پاسخگویی دوستان شورایعالی به افکار عمومی شایسته تقدیر است و تا همین حد هم باید تمایل آنها را برای شفاف‌سازی ماجرا و پاسخ به شبهات ارج نهاد اما به نظر می‌رسد با این اطلاعات منتشره همچنان برخی سوالات و ابهامات باقی مانده یا حتی ابهامهای تازه‌ای از مهندسی لیست آشکار شده که هیچکدام از اعضای شورایعالی تمایلی به پذیرش مسوولیت آن نداشته‌اند.

انتشار اسامی ۱۶۱ نفر (و البته امتیاز کسب شده هر یک از آنها نسبت به بیش از ۵۰۰ نفری که شاید برخی رزومه پربارتری هم داشتند اما وارد این مرحله نشدند) از مهمترین خواسته‌های نامزدها و معترضین به فرآیند تهیه لیست بود که بخش اول آن فعلا انجام شده است. لیست ۱۶۱ نفره دقیقا شامل ده لیست کوچکتر است که الفبایی تنظیم شده‌اند و به نظر می‌رسد منتشر کنندگان آن به عمد یا به سهو بنا داشته‌اند همین شکل در آن حفظ شود و یک لیست کاملا الفبایی منتشر نشود. ترتیب تخصصها هم دقیقا همان چیزی است که در جدول آمده یعنی نفرات اول تا ۱۶ معماری و شهرسازی، ۱۷ تا ۳۸ مدیریت شهری، ۳۹ تا ۵۴ محیط زیست، ۵۵ تا ۷۳ فرهنگی، ۷۴ تا ۱۰۲ اجتماعی، ۱۰۳ تا ۱۱۷ عمران و حمل و نقل، ۱۱۸ تا ۱۲۸ خدمات پیشرفته، ۱۲۹ تا ۱۳۷ حقوقی، ۱۳۸ تا ۱۴۳ مالی و بودجه و در نهایت ۱۴۴ تا ۱۴۸ بهداشت عمومی بوده‌اند. نفرات ۱۴۹ تا ۱۶۱ هم هیچ ترتیب خاصی ندارند و مشخص است بعدا در اثر فشار یا پیگیری افراد یا احزاب مشخصی به لیست اضافه شده‌اند که البته حدس زدن حامی هر کدام از آنها هم کار سختی نیست. از نحوه چینش این لیست ۱۶۱ نفره موارد ذیل قابل استنباط است: (البته باید تاکید شود اشاره به این موارد اصلا به معنای زیر سوال بردن مشروعیت اعضای منتخب شورا که الان پشتوانه بیش یک میلیون رای شهروندان تهرانی را دارند نیست و فقط برای شفاف سازی بیشتر فرآیند بستن لیست و جلوگیری از روشهای مذموم مهندسی انتخابات در آینده اصلاحات است).

۱. بر خلاف ادعای مطرح شده در اطلاعیه تعداد افراد لیست اولیه ۱۴۸ نفر بوده نه ۱۳۳ نفر و افراد اضافه شده بعدی فقط ۱۳ نفر بودند. البته ممکن است افراد جدید در دو مرحله اضافه شده باشند و این ۱۳ نفر دسته دوم باشند که فرصت چینش الفبایی بین تخصصهای ۱۰ گانه را نیافته‌اند. اما در هر حال مشخص نیست مکانیزم اعتراض این افراد چه بوده که توانسته‌اند مجددا شانس بررسی پرونده خود را پیدا کنند و آیا به همه آن ۵۰۰ نفر بقیه که شاید امتیاز برخی از آنها بیشتر هم بوده شانس اعتراض و تقاضای بررسی مجدد داده شده یا خیر؟ اینکه افراد اضافه شده را صرفا دارای محدوده امتیازی خاصی مثلا ۲۰ تا ۲۴ بدانیم تا زمانی که امتیاز سایرین اعلام نشود چندان دلیل قابل پذیرشی نیست. ضمن اینکه وجود افرادی مثل محمد سالاری و محمود میرلوحی در این قسمت با توجیه کمبود امتیاز تا حدی خنده‌دار به نظر می‌رسد و بیشتر کل فرآیند امتیازدهی را زیر سوال می‌برد.

۲. دلیل گنجاندن برخی افراد در تخصصهای بی‌ربط در لیست همچنان از بخشهای مبهم ماجراست. مثلا خیلی از افرادی که در تخصص معماری قرار گرفته‌اند متخصص عمران هستند و بعید است دوستان تفکیک کننده فرق این دو رشته را ندانند. و جالب تر اینکه در تخصص عمران و حمل و نقل هم اکثر افراد زمینه تخصصی عمران ندارند و بیشتر فارغ‌التحصیل سایر رشته‌های مهندسی هستند و همین چینش عجیب باعث شده تا در نهایت الان در شورای جدید حتی یک مهندس عمران هم نباشد! ضمن اینکه ملاک برخی تفکیکهای تخصصی هم مشخص نیست و معلوم نیست که چرا فردی مثل محمد سالاری که تخصص شهرسازی دارد در بخش مدیریت شهری قرار گرفته و افراد دیگری از شورای شهر مثل مسجدجامعی و مختاباد و غلامرضا انصاری در تخصص فرهنگی یا اجتماعی جای گرفته‌اند؟
۳. علیرغم انتقادهایی که می‌توان به چینش اولیه تخصصها داشت اما به نظر می‌رسد مهندسی اصلی لیست در مرحله بعدی یعنی هنگام انتخاب ۴۲ نفر اتفاق افتاده و افرادی تعمدا از تخصص اولیه خارج شده و به تخصص دیگری اضافه شده‌اند که کاملا هم در نتیجه نهایی موثر بوده است. به برخی از آنها در ادامه اشاره می‌شود:

الف) در سهمیه معماری آقایان علی اعطا و حسین احمدی در لیست اولیه تخصصی وجود داشتند (هر چند تخصص حسین احمدی عمران است نه معماری) که در سهمیه اختصاص یافته به جوانان با یکدیگر رقابت کردند. اما در کرسی دیگر که به زنان اختصاص داده شده خانم ملیحه باقری از لیست اولیه به مرحله نهایی آمده اما خانم زهرا نژادبهرام از بخش مالی و بودجه به این بخش آورده شده است. همین اتفاق برای آقای افشین حبیب زاده هم افتاده و از بخش عمران و حمل و نقل به این تخصص آمده تا با علی نوذرپور که در لیست اولیه در همین تخصص معماری بوده رقابت کند و جالب است که هر دوی این افراد هم با اینکه تخصص هیچکدامشان معماری یا شهرسازی نبوده در لیست نهایی به عنوان سهمیه معماری و شهرسازی انتخاب شده‌اند!

ب) در بخش مدیریت شهری هم اکثر افراد در ابتدا در تخصصهای دیگری بوده‌اند. محسن مهرعلیزاده که در تخصص اولیه خود یعنی مالی و بودجه شانش بیشتری برای رفتن به لیست نهایی داشت عمدا یا سهوا از آن تخصص به قسمت مدیریت شهری آورده شده تا در رقابت با ژنرالهای دیگر شانس بسیار کمی داشته باشد. حضور محمد سالاری و محمود میرلوحی که اساسا در نفرات اولیه لیستهای تخصصی نبودند و در مرحله افرایش منتخبین به ۱۶۲ نفر اضافه شدند در این بخش غیرمنطقی نیست هرچند سالاری در تخصص خودش یعنی شهرسازی قطعا مسیر آسانتری برای حضور در لیست نهایی داشت. همچنین مشخص است که محمدجواد حقشناس از تخصص فرهنگی و معروف صمدی هم از تخصص اجتماعی به بخش مدیریت شهری آورده شده‌اند که اگر انتخاب اولیه معروف صمدی را هم که به دلیل رد صلاحیت حذف شد در نظر بگیریم هر ۴ نفر منتخب نهایی در این تخصص کسانی هستند که در مرحله جابجایی به این تخصص آورده شده بودند! ضمن اینکه معلوم نیست چرا در این تخصص بر خلاف بقیه تخصصها که دو برابر به مرحله نهایی راه یافته‌اند به جای ۸ نفر ۹ نفر در مرحله نهایی هستند؟ اگر بحث رد صلاحیت معروف صمدی و جایگزینی مرتضی الویری بوده علی القاعده باید این موضوع قبل از رای‌گیری نهایی تعیین تکلیف می‌شده و در هر حال انتخاب ۴ نفر از ۹ نفر در این مرحله خلاف توافق اولیه و روال سایر تخصصها بوده است مگر اینکه هیات رییسه رد صلاحیت صمدی را قطعی می‌دانسته و صرفا برای ظاهرسازی اجازه درج نام وی در بین منتخبین مرحله دوم داده شده باشد. نکته جالب دیگر هم در تخصص مدیریت شهری این است که با اینکه بیشترین تعداد یعنی ۴ نفر از لیست نهایی به این سهمیه اختصاص یافته بود چرا سهمیه بندی جنسیتی یا سنی در آن لحاظ نشده و سهمیه‌ها به تخصصهایی مثل بهداشت عمومی داده شده که عملا شانس بخشی از افراد متقاضی به صفر برسد؟

ج) در تخصص محیط زیست با اینکه برخی از افراد لیست اولیه اساسا از مدیران شهرداری هستند (تاجران، سلیمی و نصیری) و نام افراد صاحبنظری مثل ایرج محمدفام در حوزه ایمنی و رسول مهرپرور و موسوی اجاق در زمینه کشاورزی هم مشاهده می‌شود اما همگی آنها به دلیل اختصاص سهمیه محیط زیست به زنان و جوانان شانسی برای حضور در لیست نهایی نداشتند. شاید مناسب‌تر بود مثل رقابتهای جام جهانی که برای کشورها فرصت حضور در رقابتهای پلی‌آف داده می‌شود یکی دو کرسی شورا بدون تخصص و برای این حذف شدگان اختصاص می‌یافت یا لااقل به ایشان فرصت رقابت با سایر افراد در سهمیه‌ای مثل مدیریت شهری داده می‌شد. اما به هرحال در این تخصص خانم صدراعظم نوری از لیست تخصصی اولیه با خانم طاهره طاهریان که از بخش اجتماعی (با تخصص مدیریت ورزشی) برای رقابت با ایشان به این تخصص آورده شده به دور نهایی راه یافته‌اند و البته آقایان آرش میلانی و علیرضا زمانی نوری از ابتدا در همین تخصص بوده‌اند که یک سهمیه دیگر جوانان را داشته‌اند.

د) در تخصص فرهنگی و آموزشی آقایان سید حسن الحسینی و حسن خلیل‌آبادی از ابتدا در همین تخصص بودند اما برای سهمیه دختران جوان خانم زهرا بهروز آذر در همین تخصص بوده اما خانم الهام فخاری از تخصص اجتماعی به این تخصص آورده شده تا با وی رقابت کند که در نهایت به لیست نهایی هم راه یافته است. بدیهی است به دلیل سهمیه بندی انجام شده آقایان جوان و خانمهای غیر جوان در این بخش بدون حضور در رای‌گیری یا توجه به امتیاز آنها حذف شده‌اند. با این حال افرادی چنانکه گفته شد افرادی مثل حقشناس و مسجدجامعی به تخصصهای دیگر برده شده‌اند تا امکان حضور از تخصصهای دیگر را در لیست نهایی داشته باشند.

ه) در یک سهمیه تخصص اجتماعی که به خانمهای جوان اختصاص یافته خانم بهاره آورین که در همین سهمیه بوده با خانم نادره رضایی از افراد اضافه شده در مرحله تکمیلی ۱۶۲ نفره رقابت کرده و در سهمیه دیگر تخصص اجتماعی هر دو نفر حاضر در مرحله نهایی یعنی خانمها شهربانو امانی و طاهره میرساردو از ابتدا در همین تخصص بوده‌اند. همچنین مهدی فرنیان که علیرغم جوان بودن شانس رقابت در سهمیه آقایان غیرجوان را یافته بود با مسجد جامعی رقابت کرده که از تخصص اولیه فرهنگی وارد این تخصص شده و البته در نهایت هم شانسی برای حضور در لیست نهایی نیافته است.

و) جالب است که بسیاری از افراد حاضر در لیست اولیه تخصص عمران و حمل و نقل و زلزله هیچ ربطی به این سه مقوله نداشتند و در زمینه‌هایی مثل تاریخ، مدیریت، صنایع و برق متخصص بوده‌اند! این در حالی است که متخصصین عمران مثل مصطفی خانزادی و حسین احمدی و امیر آریازند سر از تخصص معماری و شهرسازی درآورده‌اند. هر چند که در نهایت عزت الله تقواییان و محسن سرخو که به لیست نهایی رفتند متخصص عمران بودند اما هر دو کرسی این تخصص در نهایت به محسن هاشمی و محمد علیخانی با تخصص حمل و نقل رسید. تفکیک سهمیه‌های این دو تخصص از یکدیگر به راحتی می‌توانست جلوی حذف این تخصص مهم را بگیرد.

ز) در تخصص خدمات پیشرفته و شهر هوشمند که خیلی وسعت دایره تعریف آن مشخص نیست، افراد مختلفی از تخصصهای گوناگون در لیست اولیه بودند که در نهایت مجید فراهانی همراه با مهدی نادمی از افرادی که در لیست تکمیلی ۱۶۲ نفره به اسامی اضافه شد به عنوان یک سهمیه دیگر جوانان رقابت کردند و البته خانمها و آقایان غیرجوان بدون رقابت در این تخصص حدف شدند.

ح) در تخصص حقوقی تمامی افراد لیست اولیه حقوقدان هستند و در نهایت ابراهیم امینی از این مجموعه همراه با محمود علیزاده طباطبایی که در مرحله تکمیلی اضافه شد برای رقابت نهایی انتخاب شدند. با توجه به تک سهمیه موجود در این بخش که به آقایان غیرجوان داده شده البته معلوم نیست وضعیت خانمها یا جوانان چگونه بوده و آیا امکان رقابت داشته‌اند یا از ابتدا حذف شده بودند؟

ط) در تخصص بودجه و مالی آقایان ایوب فرامرزی و حسن رسولی از ابتدا در همین تخصص بودند اما به ترتیب آقایان حجت نظری از تخصص حقوقی و احمد حکیمی‌پور از تخصص مدیریت شهری برای رقابت با آنها به این گروه آورده شدند. حضور حجت نظری در این تخصص احتمالا باید به دلیل اختصاص سهمیه جوانان به این تخصص باشد که چون آقای ایوب فرامرزی تنها جوان حاضر در این تخصص بوده حتما باید جوان دیگری در کنار وی قرار می‌گرفته که به دلایل نامعلوم قرعه به نام یک جوان از تخصص حقوق افتاده و از آن جالب‌تر اینکه وی به لیست نهایی هم راه یافته است. مشخص نیست در شرایطی که در یک تخصص حتی دو نفر جوان هم از ابتدا وجود نداشته‌اند دلیل تخصیص یک سهمیه به جوانان در این تخصص چه بوده است؟ ضمن اینکه با توجه به اختصاص هر دو سهمیه تخصصی به آقایان، خانم نژادبهرام به تخصص معماری منتقل شده اما درباره تنها خانم باقیمانده دیگر یعنی خانم فاطمه مقیمی معلوم نیست چه تصمیمی گرفته شده است؟

ی) در تخصص بهداشت عمومی بر عکس تخصص مالی و بودجه که خانمها حذف شدند تک سهمیه موجود به خانمهای غیرجوان اختصاص یافته و چهره‌های برجسته‌ای مثل جهانبخش امینی، محمدعلی بندپی، علی تاجرنیا و سعید صفاتیان حذف شدند. اینجا هم البته چون خانم ناهید خداکرمی تنها خانم موجود در لیست اولیه بوده خانم مهرانگیز مروتی از تخصص مدیریت شهری برای رقابت با وی به این تخصص آورده شده است‌ اینجا هم باید پرسید که وقتی فقط یک خانم در یک تخصص وجود دارد چه دلیلی برای اختصاص تک سهمیه آن تخصص به خانمها وجود داشته است؟ یک تصور بعید هم البته می‌تواند این باشد که برای حذف علی تاجرنیا که تایید یا رد صلاحیت وی به چالشی بین هیات نظارت و وزارت کشور تبدیل شده بود برای پاک کردن صورت مساله این سهمیه به خانمها داده شده باشد.

بنابراین در مجموع از ۴۳ نفر راه یافته به مرحله آخر ۱۶ نفر در تخصص اولیه خودشان‌ قرار نداشتند و جالب اینکه از این ۱۶ نفر ۹ نفر آنها به لیست ۲۱ نفره نهایی راه پیدا کرده‌اند‌. اگر منتخبینی که رقبایشان از تخصص دیگری برای رقابت با آنها آورده شده را نیز اضافه کنیم به رقم حیرت‌انگیز ۱۵ از ۲۱ می‌رسیم! یعنی شورای ۷ نفره بیشتر از ۷۰ درصد نسبت به لیست اولیه تخصصها مهندسی کرده است. چنین اتفاقی بیش از هر چیز ادعای تخصصی بسته شدن لیست را زیر سوال می‌برد و می‌تواند بیانگر نوعی مهندسی پنهان پشت ظاهر فریبنده لیست تخصصی باشد. امید است اصلاح‌طلبان با درس گرفتن از تجربه این انتخابات تلاش کنند سازوکارهای آینده را بر مبنای شفافیت تنظیم کنند تا سرمایه اجتماعی اصلاحات پایدار بماند.

انتهای پیام

[ad_2]

لینک منبع

پیشنهاد درجه بندی احزاب در شورای عالی اصلاح طلبان

[ad_1]

سخنگوی حزب اعتماد ملی در واکنش به اظهارات اخیر رسول منتجب نیا با بیان این که انحلال شورای عالی سیاست گذاری اصلاح طلبان خواست جناح مقابل است، پشنهاد کرد که «برای این مشکل چندین راه حل وجود دارد که یکی از آنها می‌تواند درجه بندی احزاب باشد».

«اسماعیل گرامی مقدم» در گفتگو با انصاف نیوز درباره‌ی موضع خود نسبت به این گفته که «شورای عالی سیاستگذاری نماد استبداد است» گفت: اینکه گفته شود شورای عالی سیاست گذاری عملکرد استبدادی داشته است می‌تواند نظر شخصی باشد ولی توهین آمیز است، از آن منظر که یک چنین برچسبی بیشتر جنبه تخریبی دارد تا انتقادی! حزب اعتماد ملی در مصوبه آبان ماه ۹۵ خود ضمن استقلال حزبی اعلام تعامل با شورای عالی سیاستگذاری را به تصویب رسانده است و اینجانب به عنوان سخنگوی حزب اعتماد ملی مدافع آن مصوبه هستم. ما نه تنها شورای عالی سیاست گذاری را نماد استبداد نمی‌دانیم بلکه شورای عالی سیاستگزاری را نماد دموکراسی می‌دانیم نماد خرد جمعی و عقل گرایی در جبهه اصلاحات است.

وی در ارزیابی عملکرد شورای عالی سیاستگذاری چهار انتخابات اخیر گفت: در هر کنش سیاسی مزایا و معایبی در روند رسیدن به هدف وجود دارد، رسیدن به هدف که پیروزی اصلاح طلبان بوده نشان دهنده‌ی آن است که مسیر طی شده به طور نسبی قابل قبول و قابل دفاع است. سیر تکامل وحدت بین اصلاح طلبان در سایه‌ی اهتمام و اعتماد مردم، این جریان را به پیروزی‌های خیره کننده‌ای هدایت کرده است. تخریب این سیر تکاملی ناسپاسی و بدور از خردورزی است. حال که ۴ پیروزی در انتخابات از سوی برخی میوه‌ی تلخ قلمداد شود پس میوه‌ی شیرین چیست؟ دیدگاه جناح اقتدارگرا نسبت به عملکرد شورای عالی اصلاحات هم همین است، شورای عالی اصلاح طلبان طی مسیر تکاملی خود میوه‌ی شیرینی از خود بجا گذاشته که کام اقتدار گرایان را ۴ سال است تلخ کرده و با بی‌تقوایی و بی‌انصافی علیه این نهادهای حاصل از خرد جمعی شورای عالی، تخریب را پیشه‌ی کار خود کرده اند.

گرامی مقدم درباره‌ی اشاره‌ی رسول منتجب نیا، قادم مقام حزب اعتماد ملی به ضعف‌هایی در شورای عالی سیاست گذاری، گفت: در هیچ کجا وقتی سیستمی عملکرد مثبت داشته آن را تعطیل نمی‌کنند، اگر مساله‌ای یا مشکلی وجود داشت صورت مساله را پاک نمی‌کنند، اگر فرد مورد نظر یک حزب یا یک فرد در لیست انتخاباتی جا نداشت دستور به انحلال تشکیلاتی نمی‌دهد که اتفاقا نتایج پیروزمندانه‌ای داشته است. اینجانب بر این باورم که حتما شورای عالی سیاست گذاری دارای نواقصی و کاستی‌هایی است اما راه حل آن تخریب شورای عالی نیست، تضعیف شورای عالی آب به آسیاب رقیب ریختن است، انحلال شورای عالی خواست جناح مقابل است. ما برای برطرف کردن نواقص باید راه حل ارائه دهیم. این درست است که احزاب دارای وزن یکسانی نیستند؛ برای این مشکل چندین راه حل وجود دارد که یکی از آنها می‌تواند درجه بندی احزاب باشد. اینکه گفته شود همین طور احزاب ائتلاف کنند و شورای عالی نباشد که ساز کار این ائتلاف را تعریف کند، این که می‌شود هرج و مرج، دوباره اختلاف، چند ائتلاف و از پیش روشن است ائتلاف‌های این چنینی جز شکست عایدی ندارد. تا مجلس یازدهم زمان کافی وجود دارد، شخصیت‌ها و احزاب پیشنهادهایی اصلاحی خود را ارائه کنند.

وی در پاسخ به این پرسش دیگری نسبت به اظهارات آقای منتجب نیا که «آیا به نظر شما جریان اصلاحات نیازی به رهبری دارد و این پیروزی‌ها در سایه‌ی رهبری‌ها به وجود آمده است؟»، گفت: همانگونه که کشور نیازمند رهبری است، جریانات سیاسی هم نیازمند رهبری هستند. اساسا هر تشکیلاتی ضرورتش مدیریت و رهبری است، در جبهه‌ی اصولگرا مادامی که رهبری منسجم داشتند موفق عمل می‌کردند و ما اصلاح طلبان نیز با ساز و کار شورای عالی سیاست گذاری در حقیقت رهبری را با خرد جمعی تعریف کرده‎ایم آقایان کروبی، خاتمی و موسوی دارای جایگاه رفیعی در میان اصلاح طلبان هستند، اینکه ما خود را از اکثریت مردم جدا کنیم و بگوییم شورای عالی نماد استبداد و ارتجاع است یعنی اکثریت رای دهندگان را مستبد و مرتجع خوانده‌ایم و خود را در جایگاه استبداد قرار داده‌ایم.


منتجب نیا امروز، منتجب نیا دیروز

در حالی که رسول منتجب نیا در روزهای اخیر گفته است که کسی حق ندارد خود را رهبر اصلاحات بداند، خود او در سالهای گذشته موضعی ۱۸۰ درجه برعکس را مطرح کرده بود.

او چند روز پیش در گفتگویی با خبرآنلاین گفته است:

«من اصلا رهبری هیچ فردی را –در جبهه اصلاحات- قبول ندارم. یعنی اگر از بنده بپرسند که شایسته ترین فرد بین اصلاح طلبان چه کسی است؟ ۳، ۴ نفر را نام می برم که یکی از آنها قطعا آقای خاتمی است. کمااینکه قبلا هم خود من پیشنهاد کردم که حدود  ۵ نفر دور هم جمع شوند و پدری کنند و نه رهبری. ببینید! من روی بحث فرد بحثی ندارم و نمی گویم که حسن باشد یا حسین بلکه می گویم که این تفکر رهبری اصلاحات یک تفکر ارتجاعی، استبدادی و فردگرایی است و با روح اصلاح طلبی کاملا مغایر است. … جناب آقای خاتمی، مرحوم آیت الله هاشمی، آقایانی که در حصر هستند و آقای عارف همگی شخصیت‌های بسیار ارزشمندی هستند ولی هیچکدامشان حق ندارند خودشان را رهبر منحصر به فرد اصلاح طلبان بدانند و انتظار داشته باشند که دیگران از آنها تبعیت کنند.»

شورای رهبری اصلاحات تشکیل شود

به گزارش انصاف نیوز، این در حالی است که او در ۲۵ مهر ۱۳۸۲، که در آن زمان عضو شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز بود، در گفتگو با ایسنا خطاب به كساني كه یکی از موضع‌ خاتمي در آن زمان را مورد نقد قرار داده‌اند، گفته بود: «در اين حالت ما چه فرقي با جناح رقيب داريم». او با يادآوري نقش كروبي و خاتمي در جريان اصلاحات گفت: «اگر جايگاه آنان را در هدايت اصلاحات پذيرفته‌ايم، بايد در برابر موضع‌گيري‌هاي آنها كه بعضا با ديدگاه‌هايي مخالفت دارد، يا سكوت كنيم و يا در موضع‌گيري‌هاي قبلي‌مان تجديدنظر كنيم».

در ۰۸ مرداد ۱۳۸۸ نیز که چند سالی بود حزب اعتماد ملي به دبیرکلی مهدی کروبی تشکیل شده بود، در گفتویی درباره‌ی «پيشنهاد تشكيل شوراي رهبري جبهه اصلاحات» از سوي حزب اعتماد ملي در آن مقطع به ایلنا گفته بود:

«تصميم میرحسین موسوي براي راه‌اندازي يك تشكيلات جاي خوشحالي دارد. مطالبات شكل گرفته مردم نيازمند هدايت و رهبري است و نبايد مردم رها شوند لذا شخصيت‌هاي برجسته سياسي بايد اين حركت را مديريت كنند. هر كدام از شخصيت‌هاي محوري اصلاحات مورد توجه قشر عظيمي از جامعه و به خصوص اصلاح‌طلبان هستند، لكن بخش زيادي از اصلاح‌طلبان و حتي افراد منصفي هم كه به آنها وابستگي ندارند و در يك كلام اكثريت جامعه، به اين شخصيت‌ها، يعني كروبي، موسوي و خاتمي دلبستگي دارند. هر كدام از اين سه شخصيت داراي جاذبه‌ها و شايستگي‌هاي بالايي در جامعه هستند. اگر هر كدام از اين افراد به صورت انفرادي حركتي را شكل دهند، آن حركت نمي‌تواند فراگيري و شمول لازم را داشته باشد و از مديريت مطالبات مردم ناتوان خواهد شد و حتي اگر نام جبهه نيز به خود بگيرد باز هم در قالب يك حزب و در عرض احزاب ديگر خواهد بود.  اين سه شخصيت بايد با تفاهم و همكاري يكديگر مديريت جريان اصلاحات را بر عهده گيرند. در قبل و پس از انتخابات نيز اين تفاهم وجود داشت و در اين راستا شاهد انجام برخي كارها مانند انتشار نامه‌هاي مشترك از سوي آنها بوديم و همانگونه كه تاكنون به خوبي اين جريان را رهبري كرده‌اند‌،‌ براي ادامه يافتن آن نيز بايد بين آنها و گروه اصلاح‌طلب تفاهم باشد تا بتوانند جمع زيادي از گروه‌ها و حتي تشكل‌هاي غيراصلاح‌طلب را جمع كنند. لذا در اين زمينه چاره‌اي نيست جز اينكه شوراي رهبري اصلاحات حول محور خاتمي،‌كروبي و موسوي تشكيل شود. نبايد شاهد تك‌محوري در جريان اصلاحات باشيم. يكي از شخصيت‌هاي اصلي اصلاحات مهدي كروبي است كه دبيركلي حزب فراگيري را بر عهده دارد، ديگري ميرحسين موسوي است كه نخست‌وزير حضرت امام بود و بخاطر دوران مسووليت خود و همچنين شهامت‌هاي وي پس از انتخابات اخير، خاطرات خوشي از او در ذهن مردم وجود دارد وديگري سيد محمد خاتمي است كه دو دوره مسووليت رياست جمهوري را بر عهده داشت و يكي از محبوب‌ترين چهره‌هاي جامعه است. اگر اين سه شخصيت بتوانند با موفقيت، جريان اصلاحات را رهبري كنند، قطعاَ اين جبهه شكل گرفته و حتي گروه‌هاي غيراصلاح‌طلب هم به آن مي‌پيوندند و اعضاي حزب اعتمادملي هم به اين مساله اعتقاد كامل دارند».

انتهای پیام

[ad_2]

لینک منبع