هفت توصیه مهم آیت الله سیستانی

[ad_1]

شفقنا: آیت الله سیستانی در توصیه هایی به اساتید خاطرنشان ساختند: عالم کسی است که به سوی خدا و آخرت و نه به سوی خود دعوت می کند و اگر صادقانه در اندیشه آخرت باشد تاثیر شگرفی در دل مردم و اصلاح عقاید آنها خواهد داشت اما اگر به سوی خود دعوت کند و در اندیشه دنیا باشد باعث تضعیف و  نابودی عقاید مردم شده و آنها را نسبت به دین دچار شک و تردید می کند.

ایشان افزودند:  از جمله مسائلی که استاد باید رعایت کند، احترام به علما هنگام ذکر نام و دیدگاه های آنها است، نمی گویم اغراق در تجلیل (بالا بردن) بلکه احترام و رعایت جایگاه علما؛ در ستایش، تملق و ذکر القاب و عناوین طولانی به ویژه برای علمای در قید حیات زیاده روی نکند بلکه به آنها احترام بگذارد و از جایگاهشان نیز نکاهد چرا که این مسئله تاثیر زیادی روی طلاب و رفتار آنها دارد.

جمعی از اساتید و طلاب مدرسه «نجم الائمه» روز چهارشنبه ۲۱ تیرماه ۱۳۹۶ ( ۱۷ شوال ۱۴۳۸ هجری قمری ) به دیدار آیت الله سیستانی، مرجع عالیقدر تشیع مشرف شدند. ایشان در این دیدار  به بیان توصیه های مهمی در ارتباط اساتید با طلاب پرداختند. مضمون بیانات مرجع عالیقدر شیعه به این شرح است:

از جمله مسائلی که باید بدان اهتمام ورزید و در تعامل با طلاب به کار برد:

۱- فروتنی و احترام به آنها چنانکه در روایت آمده است: در برابر کسی که به وی آموزش می دهید، فروتن باشید.

۲- آنها را شرمسار نکنید و از شان آنها نکاهید. حتی اگر یکی از آنها در درک مطلب نیز دچار اشتباه شد به وی نگویید که این اشتباه است و تو اشتباه کرده ای بلکه «به نظر تو اگر معنای آن فلان و فلان باشد بهتر نیست» یا «آیا احتمال ندارد معنای آن این چنین باشد» و جمله های از این قبیل را به وی بگویید.

۳- به طلاب توصیه شود برای خواندن و مطالعه مطالب درسی پیش از حضور در کلاس و پیش از آن که استاد آن را ارائه دهد، اقدام کنند. چرا که این مسئله توانایی های آنها را سریعتر رشد می دهد، راه یادگیری آنها را کوتاه کرده و فاصله را کاهش داده و موجب می شود صرفا متکی به چیزی نباشند که استاد در کلاس ارائه می دهد. در این صورت استاد نیز به توضیح آن مسائلی می پردازد که آنها هنگام مطالعه درک نکرده اند. داستان صاحبان «المدارک» و «المعالم» با شیخ احمد اردبیلی (قدس سرهم) معرف حضور است و با وجود گذشت این مدت طولانی، در حال حاضر نیز همچنان شاهد اهمیت و رواج این دو کتاب هستیم. البته صاحب المعالم یک کتاب مهم تر نیز دارد که همان «منتقى الجمان» می باشد.

۴- استاد دارای اصول و مبانی شرعی باشد. چرا که این مسئله سبب اعتماد به استاد شده و سخنانش تاثیرگذارتر باشد «با چیزی غیر از زبان خود، مردم را به سوی ما دعوت کنید» (امام صادق علیه السلام).

به عنوان مثال من شاگرد اساتید زیادی در مشهد و نجف بودم و هر کدام از آنها ویژگی متمایز خود را داشتند، برخی از آنها از دیگران تاثیرگذارتر بودند هر چند که هر یک ویژگی منحصر به فرد و متمایز از سایرین را داشتند، از جمله اساتیدی که تاثیر زیادی روی من گذاشت «سید محسن حکیم» (قدس سره) بود جایی که در برخی جلسات درس ایشان در مسجد «الخضراء» و مسجد «عمران» شرکت کردم و ایشان در درس، سخنان و تمامی حرکات و سکنات خود مبانی شرعی را چنان دقیق رعایت می کرد که من آن را در چنین درجه و سطحی در کس دیگری ندیدم، از جمله این که هنگام آمدن، با آرامش کامل و طمانینه وارد جلسه درس می شد و در حالی که طلاب جمع شده و ایشان را می نگریستند، ابتدا دو رکعت نماز ورود به مسجد را می خواند سپس بالای منبر می رفت و درس را ایراد می کرد.

۵- از جمله مسائلی که استاد باید رعایت کند، احترام به علما هنگام ذکر نام و دیدگاه های آنها است، نمی گویم اغراق در تجلیل (بالا بردن) بلکه احترام و رعایت جایگاه علما؛ در ستایش، تملق و ذکر القاب و عناوین طولانی به ویژه برای علمای در قید حیات زیاده روی نکند بلکه به آنها احترام بگذارد و از جایگاهشان نیز نکاهد چرا که این مسئله تاثیر زیادی روی طلاب و رفتار آنها دارد.

۶- فرد طالب علم باید از منزلت و ویژگی های خود محافظت کند به گونه ای که در ماهیت زندگی خویش، رفتار و کردار خانواده خود و برخورد با دیگران همچون یک طالب علم متمایز باشد زیرا مردم به علما باور دارند و ما باید با تمایل به آخرت، رویگردانی از دنیا و دعوت به سوی خدا و آخرت، از این باور و عقیده محافظت کنیم،  عالم کسی است که به سوی خدا و آخرت و نه به سوی خود دعوت می کند و اگر صادقانه در اندیشه آخرت باشد تاثیر شگرفی در دل مردم و اصلاح عقاید آنها خواهد داشت اما اگر به سوی خود دعوت کند و در اندیشه دنیا باشد باعث تضعیف و  نابودی عقاید مردم شده و آنها را نسبت به دین دچار شک و تردید می کند.

به یاد می آورم هنگامی که در مشهد بودم برخی بازرگانان این شهر را می شناختم که می گفتند ما مطالب زیادی نخوانده و دانش وسیعی نداریم به عنوان مثال کتاب «تجرید الاعتقاد» و غیر آن را نخوانده ایم با این حال به دلیل آشنایی با برخی از علما از قبیل حاج «سید حسین قمی» و غیره، عقیده درست و سالمی داریم چرا که در آنها شاهد زهد و تقوا و رویگردانی از دنیا بودیم و این مسئله در دل های ما بیشترین تاثیر را برای پایبندی به دین و عقیده داشت.

۷- اهتمام به خواندن بخش «جهاد نفس» در کتاب «وسائل الشیعه».

آیت الله سیستانی همچنین اظهار داشتند: من کمتر از آن هستم که این سخنان را خطاب به شما بگویم، شاید برخی از شما در سطح بالاتر و بهتری از آن چه ذکر کردم باشید.

ایشان سخنان خود را با دعای فراوان به پایان رساندند.

انتهای پیام

[ad_2]

لینک منبع

مرجعیت نقطه امید و محور جهش شیعه

[ad_1]

حجت الاسلام «هادی سروش» مدرس حوزه در یادداشتی برای قدرشناسی از مرجعیت موفق عراق در مواجهه با داعش و پیروزی بر آناننوشت:

✅عنصر اول: اتصال به علوم و حیانی

شرط «اعلمیت» که مورد اتفاق اکثر فقهاء، در مسئله مرجعیت است نشأت گرفته از یک نگاه عقلانی به این موضوع است.
ماجرای قبول مرجعیت توسط شیح انصاری بعد از نقل و انتقال پیغام ها بین ایشان و شریف العلماء:
«اگر چه من طبق دیدگاه شما در دوران تحصیل از شما قوی تر بودم امّا سالها از آن مباحث جدا گشته ­ام و شما سالهای متمادی به درس و بحث ادامه دادید و لایق هستید» .

امید است که این سیره سلف صالح در حوزه های علمیه استمرارداشته باشد.

✅عنصر دوم: توحید و تقوی

حدیث مشهور «من کان من الفقهاء صائنا لنفسه و مطیعا لامر مولاه …» حامل دو پیام است که شرط قوام مرجعیت دو حقیقت غیر قابل انکار است یکی «از خود رستن» و دیگری «بخدا پیوستن» . «يَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّهَ» (احزاب/۳۹)

مرجعیت دینی به تعبیر استاد مطهری:
«مأخذی است که یک مسلمان دین خود را از او میگیرد و شاخه­ای از “امامت” است». (یادداشتها۷۲۱/۴).
بله «مرجعیت» را معصوم نمی دانیم و یک مرجع را مورد عنایت و ارتباط خاص با حضرت حجت (ع) نمی پنداریم چون شرط عدالت را برای او قائل هستیم و یک لحظه خروج از عدالت را مساوی با خروج از این مقام مهم می دانیم.

✅عنصر سوم: توجه به امور جامعه و مردم و اقدام لازم

توجه به امور جامعه و مردم و اقدام در جهت آن ، وظیفه جدی همه عالمان خصوصاً مراجع عظام است که خود خداوند متعال آن موظف به چنین تکلیفی فرموده:
«يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَيُقِيمُونَ الصَّلاَةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ» (توبه/۷۱)

حضرت علی (ع) رابطه با مسئولیت عالمان در قبال ظالم و ظلم و مظلوم است در واقع تبیین آیه فوق است که فرمود: «ما اخذ الله علی العلماء الّا یقاروا علی کظّة ظالم و لا سغب مظلوم» (نهج ـ خطبه /۳)

✅عنصر چهارم: منزلت در قلوب

هیچ رهبر معنوی در ادیان دیده نشده که بدون منزلت در قلوب انسانها بتواند توفیقی در جهت هدایت و ترقی و تعالی پیروان خود داشته باشد.
و انتظار منطقی این است مرجعیت که ظهور کوچکی از شئون حضرت رسول (ص) است دارای چنین شأنی باشد.

عوامل رسوخ در قلوب مؤمنین:
عنصر اول «علم»
دوم «تقوی»
سوم «دفاع از حق و مقابله با ظلم و ظالم».
اگر چنین اقبال عمومی و کاریزماتیک جدّی حاصل شود دیگر جائی برای رسانه­ ها و تبلیغ های سوء حتی انواع “حذف ها” نمی تواند روی یاد و نام و اندیشه این چنین مرجعی کارساز باشد .

✅مرجع «مسئله گو» و مرجع «زعیم»

امام خمینی،شأن مهم فقیهان را منحصر در «مسئله گو بودن» کردن را ناصواب می داند:
«چه شده که امروز مرجعیت حقیقتش به جز مسأله گوئی نیست»؟! (صحیفه۴۲۳/۲)

سخن استاد مطهری از مرجعیت بعنوان «جانیشینی مقام امامت» است، ومقام «افتاء» کف مرجعیت و مقام «رهبری» اوج مرجعیت است. (ر.ک: یادداشتها ۱۷۱/۹و ۵۹۶/۴)

✅چالش اول مرجعیت: بیت و بیوتات

«بیت» یک اصطلاح حوزوی بوده که شامل اعضای خانواده و دفتر و همراهان و اطرافیان یک مرجع است.

بوده­ اند مراجعی که در اوج قداست بسر می بردند ولی از نعمت یک «بیت شریف» و «دفتر مبرا از نواقص» محروم بودند.
سفارش قرآن:«قُوا أَنفُسَكُمْ وَأَهْلِيكُمْ نَارًا» (تحریم/۶).

امام (ره) که بیوت مختلفی را از نزدیک از دوران جوانی تا کهنسالی دیده گوشزد می­فرماید:
«باید بدانید تبهکاران بیش از هر کس چشم طمع به شما دوخته­اند و با اشخاص نفوذی در بیوت شما ممکن است فاجعه به بار آورند، الله الله در انتخاب اصحاب خود» (صحیفه ۱۸/۷)

✅چالش دوم: تأثیر پذیری و تعجیل در تصمیم گیری و اقدام

گاه فشار بر مرجعیت از سوی نهادهای خاص برای اخذ نظر یا فتوا در موضوع خاص و معیّن چالش بسیار مهمی است که نباید مورد غفلت قرار گیرد و چه بسا منجر به اظهار نظرهای دینی خارج از چهارچوب شود. و یا منجر به عکس العمل های مخاطره آمیزی در سطح جامعه شود و یا غیره.

این عبارت حضرت امام (ره) در این راستا باید بارها ملاحظه شود که:
«الله الله در تعجیل تصمیم گیری خصوصاً در امور مهمه …» (صحیفه ۱۸/۷)

و استاد مطهری :
«عرقچین به سرها و صدمه­ای که اینها زدند و یک مرجع منزله تقلید را اغفال کردند که از هر جنایتی بالاتر است باید خانه را بر سر اینها خراب کرد اینها به هیچ چیزایمان ندارند.(یادداشتها۵۵۳/۴) .

انتهای پیام

[ad_2]

لینک منبع